شیخ « جنید بغدادی » به عزم سفر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان به دنبال او میرفتند.
شیخ از احوال بهلول پرسید. مریدان گفتند:
- اومرد دیوانه ای است ، با او چکار داری؟!
جنید گفت:
- مرابا بهلول ، کاری...
Written by عذرا
on زندگی از دیدگاه یک شیمیست
6 days 11 hours ago